Menu

متن مجری سجاد عباسی در هفتمین جشنواره مجریان

سجاد عباسی سجاد عباسی باشگاه ایران مجری09120588505

که هر چه بر سر ما می‌رود ارادت اوست
نظیر دوست ندیدم اگر چه از مه و مهر

‎نهادم آینه‌ها در مقابل رخ دوست
عزیزان جان همکار گرانمایه
بگو عاشقی،بگو عاشقی تاسلامت کنم دلم را یکجا به نامت کنم؛عاشق کی؟خدا؟
خدایی که از بوی گل بهتر است
و از عطر باران صمیمی تراست
خدای صمیمی خدای سلام
خدای غزل غصه ناتمام به نام مهرآفرین مهر گستر
درودتان باد عزیزان جان

 

بهترین سلام ها و درود هارا در لفافه ایی از عشق و محبت یکجا و دودستی تقدیم حضور یکایک شما سروران خودم میکنم.
خداوند متعال را شاکرم که بر بنده منت نهاد و توفیق عنایت فرمودتا در خدمت شما همراهان،هم نفسان،هنرمندان و اساتید گرانقدرخودم باشم.
درهمین ابتدای برنامه اینجانب سجادعباسی از پایتخت فرهنگ و هنر ایران(شیراز)به رسم ادب و فرزانگی دربرابرشما عزیزان می ایستم و سرتعظیم فرود می اوردم.

حال دنیا را چو پرسیدم من از فرزانه ای؟
گفت: یا آب است؛ یا خاک است یا پروانه ای!

گفتمش احوال عمرم را بگو؛ این عمر چیست؟
گفت یا برق است؛ یا باد است؛ یا افسانه ای!

گفتمش اینها که میبینی؛ چرا دل بسته اند؟
گفت یا خوابند؛ یا مستند؛ یا دیوانه ای!

گفتمش احوال جانم را پس از مردن بگو؟
گفت یا باغ است؛ یا نار است؛ یا ویرانه ای!
بودندمردان مردی که حال این دنیارا خوب شناختند و به مقصود رسیدند؛شهدای گرانقدری که عاشقانه جان فداکردندو پرکشیدند.
خاطراتی را میخواندم ازشهدای دوران دفاع مقدس که گاه شیرین و جذاب و گاه ناگوار و تلخ بود.
اما امروز میخواهم از خاطرات شیرین شهدا برایتان نقل کنم.
درکتابی میخواندم که یک شب خیلی سردیکی از بچهای خط نگهدار از گردان صاحب الزمان ان شب به کمین رفته بود که سریع برگشت و گفت بجنبیدکه عراقی ها اومدن،ماهم که مقداری متعجب شدیم گفتیم مطمئنی عراقی بود شاید خودی باشه.
گفت نه بابا خودم با گوشای خودم شنیدم عربی سرفه میکرد،ماهم کمی خندیدیم ولی باز نگران بودیم که یکی دیگه از بچها درحالی که دستش جلوی دهنش بود وارد شد و پرسید بچها داخل سنگردمنوش ندارید؟ پرسیدیم میخوای چیکار؟گفت یکم سرماخوردم دارم سرفه میکنم واسه اون میخوام،این دوستمون تا اینو شنید رفت تا قوطی های کنسرو رو نندازیم سمتش.
اما از هرچه که بگذریم از رشادت های این عزیزان نمیتوان گذشت.
شهدایی که رفتند تا ما امروز درهفتمین جشنواره مجریان و هنرمندان صحنه ایران در کمال آرامش گرد هم آییم،کبوترانی که هجرت کردند تا ما بمانیم،تا نام ایران بماند.

کبوتران مهاجر/پیامبران امید
شکوه خلقت ادم/صنوبران شهید
شما ز غربت و وحشت امانمان دادید
حریم أمن خدا را نشانمان دادید
هنوز خلوتتان بانگ ربنا دارد
هنوز تربتتان بوی کربلا دارد
و شعرما به دعاتان هنوز محتاج است
به شور و حال و صفاتان هنوز محتاج است
اگر که عهد کنیم این چنین نخواهد ماند
و پر چم شما بر زمین نخواهد ماند

پاک ترین درود ها بر تمام کسانی که رفتند برای برای بقای نام ایران(پخش اهنگ ایران از سالار عقیلی)

بنابر فرموده مقام معظم رهبری:زنده نگه داشتن نام و یاد شهدا کمتر از شهادت نیست.
و در پایان شعری از حافظ شیرازی:
مراعهدیست با جانان که تا جان دربدن دارم
هواداران کویش را چون جان خویشتن دارم


لطفتون پایدار.یاعلی مدد و خدانگهدار.

 

 

آخرین بار تغییر یافته چهارشنبه, 08 آذر 1396 08:20

ارسال نظر

کادرهایی که با علامت (*) مشخص شده اند وارد کردن اطلاعات در آنها الزامی می باشد. کد HTML مجاز نیست.

از طریق تلگرام به ما پیام بدهید.

تلگرام ایران مجری

با کلیک روی تصویر بالا شما به تلگرام مدیر باشگاه وصل می شوید و می توانید پیام های خود را ارسال کنید.

Go to top